در طول دوران تاريخ سه نوع الگوي معيشت توسط شهر ابداع شده است: 1- الگوي عشايري  2- الگوي روستايي و  3- الگوي شهري. هر يك از اين الگوها بر اساس فرايندهاي منظم در گستره تاريخ يكي بعد از ديگري ايجاد شده اند. عالي ترين الگوي سكونت كه توسط انسان ابداع شده الگوي سكونت شهري است كه نقش تمدن ساز داشته و در توسعه و تكامل جوامع با اهميت تلقي مي شود. در ايران نيز شهرها و شهرنشيني همواره در بستر تاريخ ايجاد شده و گسترش يافته است. الگوي سكونت غالب در اين كشور روستا نشيني و شهر نشيني بوده و نوعي رابطه كهكشاني و زنجيره اي بين اين دو الگوي متفاوت سكونت، وجود داشت. پس از استقرار روابط سرمايه داري و مدرنيزاسيون در ايران روابط شهر و روستا از بعد اقتصادي، اجتماعي دچار تغيير شگرفي شد، به گونه اي كه الگوي ارتباط كهكشاني بين روستا و شهر ديگر كاركرد خود را از دست داد. در اثر گسترش نظام سرمايه داري و به دنبال آن فراگيري مدرنيزاسيون و انجام اصلاحات ارضي نيروي انساني موجود در روستاها روانه شهر شده و براي خود اقدام به يافتن مسكن و كار مناسب كرده اند. در اثر افزايش مهاجرت روستاييان به شهرهاي بزرگ و همچنين افزايش طبيعي جمعيت، نرخ شهرنشيني به صورت بي سابقه اي افزوني گرفت و باعث پيدايش حاشيه نشيني در شهرها گرديد (بني فاطمه و كوهي، 1386، ص 8).