مسائل اجتماعی4-نزاع وخشونت
نزاع و درگیری وخشونت
مقدمه
انسان ها در طول تاريخ حيات اجتماعي خويش بر اساس زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي و تحت تأثير شرايط اقتصادي، سياسي و ارزش هاي حاكم بر جامعه، تنوعاتي از رويارويي ها و تقابلات مثبت و منفي فردي، گروهي و بين گروهي را تجربه كرده اند. گاه در تضاد، ستيزه و نزاع با همديگر به سر برده و گاه در صلح، آرامش و نوع دوستي بوده اند. آن چه كه مسئله آفرين است وجود تضاد ها و رويارويي هاي خشونت آميز در بين افراد و گروه ها مي باشد.
تعریف خشونت
در متون مختلف تعاریف متفاوتی از پرخاشگری و خشونت ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود: از دیدگاه برخی از مؤلفان (مانند مگارگی، 1982؛ سیان، 1985) پرخاشگری به معنای آزار رساندن به دیگران یا بهره برداری از آنهاست بدون آنکه الزاماً در برگیرندۀ آسیبهای جسمانی باشد.
برخی دیگر از متخصصان ( هالین1996) پرخاشگری را عبارت از ایجاد ناراحتی های روانشناختی و یا وارد کردن صدمات جسمانی به دیگری می دانند که با قصد قبلی همراه است. اما از آنجا که آنچه به عنوان صدمه یا آسیب تعبیر می شود به ارزش ها و قرارداد های اجتماعی وابسته است، تنبیه هایی که جنبه قانونی دارند و یا آسیب هایی که برای دفاع از خود به دیگری وارد می شوند، پرخاشگری به حساب نمی آیند. پس پرخاشگری عبارت از ایجاد صدماتی است که نه تنها از دید مشاهده کننده غیر قابل توجیه است، بلکه فقط در چهارچوب اصول اخلاقی و قانونی یک جامعۀ مشخص، معنای خود را می یابد(مهدوي راد، 1390: 15). گروهی از روانشناسان اجتماعی (میلیگرام، 1977) نیز پرخاشگری را قصد آسیب رساندن جسمانی یا اجتماعی به فردی دیگر و یا تخریب یک شیء دانسته اند.
با وجود تعاریف متفاوت پرخاشگری اغلب صاحب نظران بر این باورند که پرخاشگری با حملات آزار دهنده و مضر برای قربانی بروز می کند (مهدوي راد به نقل از کوی و داج، 1390: 16)؛ که به شکل پرخاشگری فیزیکی (جسمانی) نظیر هل دادن، لگد زدن، پرتاب اشیاء و تهدید به انجام این اعمال، یا به شکل واکنشی به معنی پاسخ دفاعی به محرکهای ادراک شده مبنی بر تهدید و ترس و یا محرکهای تحریک کننده توأم با عناد و دشمنی (همان:16)، و یا به شکل پیش فعال به معنی حضور رفتار پرخاشگرانه در غیاب عوامل محرک اما به قصد اذیت و غلبه و زور تعریف شده است (همان :16). پرخاشگری واکنشی در برگیرندۀ واکنشهای تکانشی و پرخاشگری پیش فعال در برگیرندۀ رفتارهای کنترل شده توأم با عناد می باشد و پرخاشگری رابطه ای عمدتاً موجب حذف اجتماعی دیگران شده و به طور غیر مستقیم موجب آزار و اذیت این افراد می شود. انواع پرخاشگری برای نخستین بار فشباخ (1964) دو ریخت متفاوت پرخاشگری، یعنی «پرخاشگری خصمانه» و«پرخاشگری ابزاری» را با در نظر گرفتن هدف ها و فوایدی که برای فرد پرخاشگر دارند از یکدیگر متمایز کرد. پرخاشگری خصمانه: که شامل بسیاری از قتل ها، تجاوزها یا دیگر جرایم خشونت آمیز است در پاسخ به شرایط خشم انگیز مانند شنیدن ناسزا، حمله های جسمانی یا شکست های شخصی بر انگیخته می شود. در چنین مواردی هدف پرخاشگر، آسیب رساندن به قربانی است.
پرخاشگری خصمانه که با بروز حالت برپایی ناشی از برخی محرک ها و بخصوص محرک های به یاد آورندۀ حمله یا ناکامی مشخص می شود، سازمان یافتگی رفتاری را از هم می پاشد. پرخاشگری ابزاری: که با رقابت و میل به دستیابی به برخی از اشیا یا منزلت فرد دیگر آغاز می شود و فرد پرخاشگر کوشش می کند تا به آنچه مورد تمایل اوست دست یابد. معمولاً در اینگونه موارد، قصد صدمه زدن به دیگری وجود ندارد اما اگر کسی مانعی در راه هدف فردی که قصد ارتکاب عمل را دارد ایجاد کند، خود را مجبور می بیند تا به او آسیب رساند یا آنکه از هدف خود صرف نظر نماید. مایر (1976) نیز حداقل 8 نوع پرخاشگری را در حیوانات مشخص کرد که می توانند به اشکال متفاوت در رفتار بشر نیز یافت شوند: پرخاشگری غارتگرانه: رفتار حمله، که حیوان بر علیه آسیب واقعی نشان می دهد. پرخاشگری میان فردی: تهدید، حمله یا رفتار سلطه پذیر توسط یک فرد در پاسخ به فردی قوی. پرخاشگری ناشی از ترس: رفتار پرخاشگرانه ای است که زمانی که حیوان محبوس است اتفاق می افتد. رفتار حمله معمولاً به موجب تلاش در جهت رهایی صورت می گیرد. به نظر می رسد که ما از لحاظ بیولوژیکی جهت مقاومت در برابر هر نوع تعیین حدود، برنامه ریزی شده ایم، مثلاً کودکانی که توقیف بدنی می شوند، خشم نشان می دهند (استنبرگ و کامپوس1990؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). پرخاشگری بر سر قلمرو: رفتار تهدید یا حمله زمانی که مزاحمی در قلمرو خاک میهن پیدا شود، یا سلطه پذیری و عقب نشینی رفتار زمانی که حیوان مقابله می کند، می باشد. و این در حالی است که این رفتارها به حیوان تحمیل می شود. قوانین ما حقوقمان را جهت حمایت از قلمرومان به رسمیت شناخته اند. هرگونه دخالت یا تجاوز نابهنگام از طرف دوستان یا بیگانگان به داخل قلمرومان خیلی جدی تلقی می شود.
پرخاشگری مادرانه: حمله یا تهدیدی که توسط زن نسبت به یک مزاحم زمانی که فرزندش حضور دارد، نشان داده می شود. پرخاشگری تحریک پذیر: رفتار حمله یا تخریب نسبت به مواردی که در نتیجه ناکامی، درد، محرومیت یا هر عامل فشار آور دیگر باشد، نشان داده می شود. در انسان ها ناکامی ها فقط زمانی که بزرگ و غیرمنتظره باشند به پرخاشگری منجر می شوند. درد و محرومیت حالات انگیزشی جالب توجهی هستند. برکوویتز (1993) استدلال می کند، زمانی که احساسات منفی فرا خوانده می شوند، اغلب به پرخاشگری و حتی شورش در انسان ها منجر می شوند. پرخاشگری جنسی: رفتار پرخاشگری بوسیله همان محرکی که رفتار جنسی را فرا می خواند، فرا خوانده می شود. شخصی که ما را از لحاظ جنسی بر می انگیزد، می تواند احساس حسادت و پرخاشگری ما را نیز برانگیزد. روانشناسان تکاملی استدلال می کنند که حسادت به تمایل ما در بقای ژن هایمان در نسل های بعدی مربوط است (باس، 1994؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). پرخاشگری وسیله ای: رفتار پرخاشگرانه ای که آشکارا ناشی از برخی انواع پاداش است. پرخاشگری انسان، بیشتر از نوع پرخاشگری ابزاری است (فرانکن 1998؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). برخی مانند کویست (2001) و آندرود، گالن و پاکت (2001)، پرخاشگری را به سه نوع تقسیم کرده اند: پرخاشگری غیر مستقیم: که در غیاب قربانی بروز می کند. پرخاشگری اجتماعی: که به شکل حذف اجتماعیِ فردی از گروه، بروز می کند. پرخاشگری رابطه ای: که به شکل بدگویی و غیبت و طرد افراد از گروه به همراه حالت های چهره و بدن بروز می کند و موجب صدمه و آسیب، به اعتماد به نفس قربانی می شود.
مباني نظري
نظریات زیست شناختی: از لحاظ تاریخی اولین تبیین هایی که در زمینه رفتارهای انحرافی ارائه شده است مربوط به دیدگاه زیست شناختی می باشد. طوری که « این باور که مجرمان و به طور کلی مردمان شریر، نمود جسمانی غیر معمولی دارند، به زمانهای کهن بر می گردد»( ولد، جرح و ديگران، 1380: 63). از پیشروان این نظریه سزار لومبروزو پزشک ایتالیایی می باشد. وی که اغلب به عنوان پدر جرم شناسی مدرن شناخته می.شود، جراح بود و مشاهدات و اندازه گیریهای سامانمند در مورد سربازان، مجرمان، دیوانگان و جمعیت عمومی را انجام می داد. اطلاعات توصیفی که او با زحمت فراوان جمع کرد، ارائه کننده استفاده از روشی تجربی در پزشکی قانونی است که مشابه انسان شناسی جنایی است( ویلیامز و ديگران، 1386: 52) ولی بعد از انجام تحقیقات گوناگون عنوان کرد که «مجرمان، در مقایسه با مردم عادی، ناهنجاریهایی از قبیل بلندی سر، پهنای سر و میزان تو رفتگی پیشانی، نیز تفاوتهایی در خط دور سر، قرینگی سر و غیره از خود نشان می دهند») ولد، جرح و ديگران،1380: 69) تحقیقات و مطالعات بعدی تصویری را که لومبروزو در مورد ویژگی های ارثی بودن تبهکاران و مجرمان ارائه داده بود تایید نکرد، و مادرزادی بودن جرم مورد قبول منتقدین قرار نگرفت. علیرغم این نظریات خام اولیه، بازهم از تئوریهای بیولوژیکی انحراف طرفداری می شود. که از آن جمله می توان به نظریات شلدن و الینرگلوک اشاره کرد که «همبستگی میان ستبر گونگی و بزهکاری در پژوهشی که از سوی گلوک ها، که 500 بزهکار تکرار کننده را با 500 بزه ناکرده مقایسه کردند، نیز یافت شد» ) ولد، جرح و ديگران،1380: 74).
نظریات روانشناختی: تبیین های دیگری که در زمینه رفتارهای انحرافی ارائه شده است مربوط به دیدگاه روانشناختی می باشد. « نظریه های روان شناسانه و روان پزشکی، شخصیت مجرم را در تبیین های شان از رفتار مجرمانه می گنجانند.») ولد، جرح و ديگران،1380: 128.( روانشناسان و روانکاوان، نقص شخصیت فرد کجرو را علل رفتارهای انحرافی تبیین نموده و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر به تبهکاری و ارتکاب جرم گرایش دارند. از پیشروان این نظریه زیگموند فروید است.
وی که به پدر علم روانکاوی معروف است در تحلیل روانکاوانه اش از مفاهیمی مانند غریزه جنسی و پرخاشگری، عقده اودیپ استفاده کرده، معتقد بود که نهاده خود یا من، فرامن یا فراخود سه عامل اساسی مؤثر در ساختار شخصیت می باشند. از نظر فروید انحراف جنسی و اعتیاد به الکل و مواد مخدر، فحشاء، دزدی و قتل و کمبودهای روانی از انواع روان رنجوری هستند. وی بیشتر به دوران کودکی به ویژه سنین 2 تا 6 سالگی توجه می کند و علت روان رنجوری را در عدم جامعه پذیری درست انسان در دوران کودکی می داند که حاصل توسعه نیافتگی و نقصان من برتر می باشد.
- نظريه ناكامي- پرخاشگري
فرضيه ناكامي- پرخاشگري اولين بار توسط دالار، داب، ميلر، ماور و سي يرز در سال 1939عرضه گرديد. اين گروه چون فرضيه خود را در دانشگاه ييل عنوان كردند به گروه ييل معروف شدند. نظريه ناكامي- پرخاشگري بر اين فرض متكي است كه ناكام ماندن تلاش هاي فرد براي دستيابي به هدف، موجب پيدايش سائق پرخاشگري مي شود و اين نيز به نوبه خود، رفتاري را براي صدمه زدن به فرد يا شيء كه موجد ناكامي است بر مي انگيزد. مطابق اين نظريه پرخاشگري فطري نيست اما از آن جا كه ناكامي يك پديده همگاني است پرخاشگري را بايد سائقي به حساب آورد كه در جستجوي مفري مي باشد( صدرايي نژاد و افشار به نقل از دالارد و همكاران، 1390: 299).
نظریه بوم شناسی جنایی (مکتب شیکاگو): اما « بوم شناسی جنایی یا اکولوژی عبارت است از تأثیر زیستگاه فردی و محل زیست فرد در رفتار مجرمانه فرد. مراد از زیستگاه یا محل زیست، هم آپارتمان یا خانه ای است که فرد در آن زندگی می کند و هم کوچه و خیابان آن خانه است. زیستگاه مفهوم کلی است که شامل اوضاع و احوال و شرایط خاص محل زندگی فرد می شود. می توان گفت بوم شناسی جنایی به معنای بررسی تعامل و کنش متقابل بین فرد و شرایط محل زیست او یا تأثیر شرایط محل زیست او در رفتار وی است » ( نجفی ابرند آبادی ،75-1374: 450). به عبارت دیگر« به این نظریه در جرم شناسی، بوم شناسی جنایی گویند، یعنی تعامل رفتار افراد با شرایط حاکم در محل زندگی آنها، محل زندگی به معنای کلی یعنی آن شرایط و جو حاکم در محل زندگی افراد مانند کوچه، خیابان، فعالیتهای اجتماعی، حضور پلیس، روشنایی ساختمان ها، فضای سبزو...» (همان: 454). در این نظریه ویژگی اجتماعی و اقتصادی و... مد نظر نیست، بلکه شرایط محیطی و مکانی را در نظر دارد.
- رابرت مرتن: رابرت مرتن که از پیشگامان نظریه های فشار به خاطر استفاده از اصطلاح فشار ساختار اجتماعی در توصیف شرایط اجتماعی و انحرافات معروف است؛ پس از دورکیم نظریه خود را در اصل بر پایه نظریه ناهنجاری یا آنومی او بنا نهاد. وی در اصل مفهوم بی هنجاری را تعدیل کرده، به فشاری اطلاق می کند که هنجارها و ارزشهای مورد قبول به عنوان اهداف با واقعیات و راههای مشروع در تضاد باشند. در تشریح آن می گوید که، «جوامع صنعتی جدید بر توفیقات مادی در زندگی تأکید دارند که به شکل انباشت ثروت و تحصیلات علمی به عنوان مهمترین اهداف زندگی شخص و معیارهای منزلتی تجلی می کنند. دستیابی به این اهداف مقبول اجتماعی نیاز به ابزارهای مقبولی هم دارد که البته از دسترس جمعی از افراد جامعه خارج است، یعنی جامعه طوری ساخت یافته که طبقات فرودست، فرصتهای کمتری برای تحقق آرزوهای خود دارند. در نتیجه چون این اهداف به آرمانهای اصلی زندگی همه افراد (فقیر و غنی) تبدیل شده آن کسی هم که دسترسی به ابزار مشروع ندارد، تحت فشار جامعه برای دستیابی به آنها از ابزار نامشروع استفاده می کند»( سروستانی ، 1387: 44).
رویکردهای جامعه شناختی- جرم شناختی
- امیل دورکیم: امیل دورکیم از پیشروان رویکردهای جامعه شناسی می باشد که به تبیین علل انحراف از منظر جامعه شناسی و جرم شناسی پرداخته است. وی که یکی از نامورترین متفکران در بین بزرگترین متفکران اجتماعی می باشد در زمینه جرم شناسی هم به طور فرعی مطالعاتی انجام داده است. از جمله پدیده های مورد مطالعه وی،پدیده منحرفانه خودکشی می باشد و« با مطالعه این پدیده بود که دورکیم مفهوم بی هنجاری فقدان هنجارها- را ابداع کرد؛ امری که مورد توجه جرم شناسان آمریکایی واقع شده است» ( نجفی ابرند آبادی و ديگران، 1377: 146). به صورتی که وی بعدها جرم شناسی را به عنوان علم مستقل معرفی کرده است. از نظر او « هر عملی که وجدان جمعی را جریحه دار کند جرم نام دارد و واکنش جامعه به صورت اعمال مجازات مشاهده می شود. برای ادراک جمعی باید به عامل محیط توجه کرد. لذا دورکیم علل اعمال مجرمانه را در محیط می بیند، بدین طریق که برای این عامل ارزش بسیار قائل است و جایگزینی در گروه را به عنوان اصل اساسی رفتار مورد توجه قرار می دهد یعنی کوشش می کند که بداند فرد تا چه حد می تواند با گروههای اجتماعی هماهنگ گردد. به اعتقاد دورکیم جرم نه تنها پدیده ای غیر طبیعی در اجتماع نیست بلکه حتی عامل نشان دهنده سلامت جامعه نیز می باشد( نوربها، 1387 : 169).
- تئوری احساس محرومیت نسبی: مفهوم محرومیت نسبی توسط جامعه شناسان، جودیس بلاو و پیترام بلاو مطرح شده است. بنابراین تئوری، نابرابری در جوامع مختلف تولید فشار می نماید و هم سبب افزایش جرم و ناامنی می گردد. بر اساس نظریه آن ها، طبقات پایین ممکن است هنگام مقایسه شرایط زندگی خودا با افراد ثروتمند احساس محرومیت نمایند. این احساس محرومیت منجر به احساس بی عدالتی و نارضایتی می گردد و عدم اعتماد را در آن ها پرورش می دهد. در نتیجه شانس پیشرفت آن ها از طریق معیارهای مشروع مسدود می گردد و احساس ناتوانی را به وجود می آورد. که همین مسئله پرخاشگری، خشونت و جرم و ناامنی را به دنبال خواهد داشت (مبارکی، 1383: 83).
- نظریه برچسب زنی: یکی دیگر از نظریاتی که به بررسی علل انحرافات اجتماعی و جرم می پردازد نظریه برچسب زنی يا همان نظريه واكنش اجتماعي می باشد. در حقیقت «این عقیده که وقتی یک فرد از سوی دیگران در قالب خاصی توصیف شود، در نتیجه فشار اجتماعی به تغییر ادراک از خویشتن و رفتار خود دست خواهد زد تا با این تعریف هماهنگ گردد، نخستین بار توسط اریکسون جرم شناس آمریکایی در سال 1962 در کتاب تأیید بزهکار مطرح گردید.» (نجفی ابرند آبادی ،75-1374: 204).
- نظریه فرصت بزهکارانه: نظریه فرصت بزهکارانه توسط کوهن و نلسون در سال 1979 در باب انحراف مطرح گردید. البته این نظریه بیشتر شرایط و زمینه های بروز جرم را که همان فرصت های بزهکارانه هستند مد نظر قرار دارد. اصول کلی این نظریه را می توان اینگونه بیان کرد: «عیان داشتن و به معرض دیدگذاردن، جاذبیت مورد (کالا) و حفاظت و نگهداری از اهداف و کالاها. این دیدگاه معتقد است که در معرض دید گذاردن و آشکار ساختن هدف و مورد، فرد یا افراد را به انجام کارهای مجرمانه تحریک می کند. جاذبیت هدف و مورد هم به صورت مادی و هم در نوع نمادین آن برای مجرم نیز نقش دارد.»( معدنی ، 1373: 30)
- نظریه کنترل اجتماعی: «معروف ترین نسخه نظریه کنترل اجتماعی در طی دهه1970 و1980، نسخه ای بود که از سوی تراویس هیرشی (1969) ارائه شد. هیرشی با ترکیب و کار بر روی کارهای دیگر نظریه پردازان کنترل اجتماعی، تصویری روشن از آنچه که از قیود اجتماعی استبناط می شد را ارائه کرد»( ویلیامز و ديگران، 1386: 208). ابعاد قیود اجتماعی از نظر هیرشی «عبارتنداز: وابستگی، درگیر بودن، تعهد و اعتقاد. در این حال مهمترین عامل همان وابستگی است. میزان قدرت پیوستگی ها یا گره هایی که فرد نسبت به افراد مهم دیگر (والدین، دوستان، مدل های نقش) یا نسبت به نهادها (مدرسه، باشگاهها) دارد، می تواند مانع انحراف شود. اين وابستگی را هيرشی همپايه وجدان و يا مَنِ برتر ميداند. دومین مورد درگیر بودن به معنای درجه فعالیت (زمان و انرژی) مناسب برای رفتار رایج یا غیر رایج است.آنانی که اغلب درگیر فعالیت های رایج هستند، وقت کمتری برای درگیری در انحراف دارند... تعهد ارائه کننده میزانی از سرمایه گذاری است که فرد بیشتر در جامعه عادی انجام داده است. این سرمایه گذاری می تواند اشکالی نظیر میزان تحصیلات، شهرت خوب یا ایجاد یک کار تجاری را شامل شود . اگر وابستگی را همپای وجدان بدانيم، تعهد همپايه عقل سليم يا خود است. آخرین عامل یعنی اعتقاد در واقع نوعی قدردانی از قواعد جامعه به دلیل عادلانه بودن آنهاست» .( ویلیامز و ديگران، 1386: 209-210).
- پارسونز: طبق نظريه پارسونز كارويژه اصلي جامعه محدود ساختن اميال بي حد و حصر انسان و وضع قواعد و مقرراتي بر اين اميال است. كمبود منابع و ارزش ها موجب رقابت مي گردد و از اين رقابت منازعه بر مي خيزد. بنابراين توزيع منابع و ارزش ها يكي از مهمترين مسائل نظام اجتماعي است و از اين رو ضرورت كنترل اجتماعي پيش مي آيد. از ديدگاه وي عوامل همبستگي و استمرار نظام اجتماعي، ارزش ها، هنجارها، نهاد ها و نقش ها مي باشد. هر نظام اجتماعي جهت تداوم و استمرار خود چهار كارويژه اصلي را انجام مي دهند كه عبارتند از: 1- حفظ انسجام و همبستگي اجتماعي: اين كار ويژه به وسيله نهاد هاي چون مذهب، فرهنگ و خانواده انجام مي شود كه روي هم رفته تشكيل دهنده نظام ارزشي جامعه هستند. 2- ايجاد همبستگي و حل منازعه به موجب نظام هنجاري يا حقوقي: نظام حقوقي در هر جامعه اي مجري اين كار ويژه است. 3- كارويژه نيل به اهداف كه به وسيله نظام سياسي انجام مي شود. 4- كارويژه انطباق با شرايط متغير و جديد كه به وسيله نهادهاي نظام اقتصادي اجرا مي گردد(بشيريه، 1376: 79). - نظریه پیوند افتراقی: یکی دیگر از نظریاتی که به تبیین رفتارهای انحرافی می پردازد نظریه پیوند افتراقی ساترلند می باشد. کج رفتاری یادگرفتنی است، نه ارثی است و نه محصول بهره هوشی پایین یا آسیب مغزی و امثال آن. کج رفتاری در تعامل با دیگران آموخته می شود. بخش اصلی یادگیری کج رفتاری در حلقه درون گروه روی می دهد و رسانه های جمعی و مطبوعات نقش دوم را ایفا می کنند. یادگیری کج رفتاری شامل آموختن فنون خلاف کاری و سمت و سوی خاص انگیزه ها ، کششها و گرایشها می شود. سمت و سوی خاص انگیزه ها و کششها از تعریفهای مخالف و موافق هنجارها یاد گرفته می شود. فرد به دلیل بیشتر بودن تعریفهای موافق تخلف، به نسبت تعریف های موافق با هم نوایی با هنجارها کج رفتار می شود( این نکته، قضیه کلیدی نظریه ساترلند است). پیوندهای افتراقی ممکن است از نظر فراوانی ، دوام ، رجحان و شدت متفاوت باشند. فرایند یادگیری کج رفتاری از طریق تعامل با کج رفتاران و هم نوایان ، سازوکارهای مشابهی با هر نوع یاد گیری دیگر دارد. کج رفتاری را که خود تجلی نیازها و ارزش های کلی است نمی توان با همین نیازها و ارزش های کلی تبیین کرد» ( سروستانی، 1387: 48-49).
- نظريه انريكو فري: در مورد تأثير محيط خانوادگی و اجتماعي معقتد است نوع شغل، محل سكونت، عادات و رسوم هريك از طبقات اجتماعی در نحوه ارتكاب جرم و نوع آن تأثير بسيار دارد. در مورد عامل اقتصادی عقيده دارد كه بيكاری ،فقر و تنگدستی حتی رفاه و آسايش در صورتيكه احتياجات جديدی به وجود آورد از عوامل ارتكاب جرم است( مظلومان، 1347: 67).
- نظريه آزوبل: پيشگويی می كند كه كودك طرد شده در خانواده ها به علت ارزش و احترام كمی كه در خانواده برای او قائلند بر انگيخته می شود تا به دنبال پايگاه اجتماعی برای خود، در خارج از خانه دست و پا كند. اينگونه كودكان در مقابل گروه بزهكاران بسيار اثر پذيرند زيرا اغلب اينگونه رفتار انحرافی از طريق فعاليتهای گروهی و يا اعمال جنايتكارانه فردی حداقل برای مدتي كوتاه و برای آنان محبوبيتی در بين نوجوانان بزهكار ايجاد می كند( کی نیا، 1369: 60،59،58).
- مفهوم عادت واره پير بورديو: عادت واره مفهومي است كه بورديو براي درك طبقه بكار مي برد. او معتقد است كه عاملين اجتماعي تحت تأثير تجربيات گذشته داراي عادت واره هايي هستند كه به نظام هاي بينش سليقه و قضاوت مربوط مي شود و آنها را قادر به انجام اعمال روزانه تحت تأثير دانش عملي مي سازد. يعني از طريق عادت واره مي توانند به شرايط اجتماعي پاسخ داده و محرك هاي مرسوم عمل را مورد استفاده قرار دهند. عادت واره نمايشگر سليقه، نحوه سخن گفتن، آرايش خود و شيوه هاي رفتار است. بطور مثال بورديو به شكل تجربي نشان مي دهد كه رابطه اي ميان سليقه در انتخاب غذا و سليقه نسبت به آثار هنري، نحوه لباس پوشيدن، نحوه سخن گفتن و سليقه نسبت به موسيقي وجود دارد. توجه خاص بورديو به سليقه يكي از آشكارترين نشانه هاي عادت واره است. بورديو معتقد است كه سليقه رابطه اي مستقيم با موقعيت طبقاتي دارد. تضاد در سليقه ميان افراد به تضاد طبقاتي مربوط مي شود(ممتاز،1383: 155-154).
- سبك زندگي از ديدگاه آنتوني گيدنز: گيدنز حفظ راه و روش زندگی مردم را شیوة زندگی میداند (گیدنز، 91:1371). از نظر وی سبک زندگی فرد انعکاسی از تجربیات زندگی،موقعیت،ارزش ها،نگرش ها و انتظارات اوست. طبق نظر گیدنز عامل سومی از حقوق وجود دارد که وی آنها را داشتن مهارت های شناخته شده و صلاحیت های تحصیلی می نامد(خادمیان،120:1388).وی در وهله نخست سبک های زندگی را در واقع همان الگوهای شکل یافته و مستمر مصرف در میان اقشار جامعه می داند. مقوله سبک زندگی گیدنز مؤید اندیشه ساخت یابی اوست که کثرت گرائی اساس آن را تشکیل می دهد(همان،123). ;}
منابع
1- آذربایجانی، محمد ، وب سایت تخصصی ابوالقاسمی، ع، برهمند، ا. کیامرثی، آ.« روانشناسی در اجتماع» ، چاپ اول، انتشارات رهرو دانش، 1384.
3- بشيريه، حسين، « جامعه شناسي سياسي: نقش نيروهاي اجتماعي در زندگي سياسي» ، تهران: نشر ني، 1376.
4- پور افكاري، نصراله، « تحليلي بر تنش هاي قومي در ايران» 1383، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
5- پوت واین، دیوید، سامونز،آیدن، «روانشناسی و جرم» ، مترجم: نجفی توانا ، داوود ، تهران، نشر میزان ، 1386.
6- تامین، ملوین(1373)، «جامعه شناسی قشربندی و نابرابری های اجتماعی» ، ترجمه: عبدالحسین نیک گهر، نشر توتیا، تهران.
7- جعفري نيا، غلامرضا و لشكري، علمدار،« بررسي عوامل مؤثر بر مديريت انتظامي نزاع هاي دسته جمعي مسلحانه در شهرستان كهكيلويه( 1384 تا 1386)» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390 گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
8- چلبي، مسعود و محمد مباركي، بررسي رابطه بين سرمايه اجتماعي و جرم در سطوح خرد و كلان 1384، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
9- حيدري، محمد و اسلام پناه، نورعلي و لشكري، علمدار، عوامل مرتبط با مديريت انتظامي نزاع هاي دسته جمعي مسلحانه در شهرستان كهگيلويه( 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390 گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
10- حسيني سوق، نورمحمد ، « بررسي علل نزاع هاي دسته جمعي در استان كهگيلويه و بوير احمد» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
11- حسين نژاد، بيژن و عزيزي، هاشم، « بررسي علل نزاع و درگيري در شهرستان اردبيل و آسيب هاي اجتماعي ناشي از آن» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
12- درويشي، فرزاد، « نزاع جمعي و تأثير آن بر امنيت اجتماعي در استان ايلام»، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
13- رمضاني، محمد علي،« بررسي رابطه بين سرمايه اجتماعي و شدت جرم» ( 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
14- رفیع پور، فرامرز ، «توسعه و تضاد» ،انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران 1376.
15- ريتزر، جورج،« نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر» ، ترجمه: محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي، 1373. 16- رجبی پور ، محمود ، (1387) ،« بزهكاری دانش آموزان و امكان پيشگيری اجتماعى رشد مدار( از ديدگاه كارشناسان آموزش و پرورش)» ، فصلنامه دانش انتظامی ، سال دهم ، شماره دوم.
17- ساروخانی،باقر و منیژه نویدنیا،1385،«امنیت اجتماعی خانواده ومحل سکونت در تهران»،فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی،سال ششم،شماره22،ص106-87 .
18- سراج زاده، سيد حسين، « نيمه پنهان: گزارش نوجوانان شهر تهران از كجروي هاي اجتماعي و دلالت هاي آن بر مديريت فرهنگي» ، پژوهشنامه علوم انساني، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، شماره 41-42، بهار و تابستان 1383.
19- شيخاوندي، داور، « جامعه شناسي انحرافات» ، تهران، نشر مرنديز، 1373.
20- صدرايي نژاد، محمد و افشار، زينب، « بررسي عوامل مؤثر بر درگيري هاي دسته جمعي در استان كهگيلويه و بوير احمد» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
21- صادق نيا، آسيه،« توصيف مشخصات نزاع هاي جمعي در شهرستان بوير احمد و بررسي رابطه سرمايه اجتماعي و گرايش به نزاع جمعي در اين شهرستان» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
22- صدیق سروستانی ، رحمت الله ، « آسیب شناسی اجتماعی» ، تهران ، نشر سمت ، 1387.
23- عبدالهی حقی، مریم ، پیشگیری جرم از طریق برنامه ریزی کاربردی اراضی شهری ، پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه زنجان ،1383.
24- كمالي، بهنام و نصيري، مراد،« بررسی تأثیر رسانه های جمعی بر میزان بزهکاری( مطالعه موردی کانون اصلاح و تربیت استان اردبیل)» تابستان90.
25- كی نيا ، مهدی ، (1369) ، جامعه شناسي جنايی ،انتشارات دانشگاه تهران.
26- گیدنز، آنتونی، «جامعه شناسی » ترجمه: منوچهر صبوری، نشرنی، تهران، 1383.
27- مقصودي ، مجتبي،« تحولات قومي در ايران( علل و زمينه ها)» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران ، تهران، انتشارات زيتون سبز.
28- معدنی، سعید، بررسی آسیب شناسی اجتماعی سرقت در شهر شیراز، پایان نامه فوق لیسانس، دانشگاه شیراز، 1373.
29- مبارکی، محمد،(1383)،«بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم»،پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی.
30- مهدوی راد، الهام، « بررسی مقایسه ای خشونت مردان علیه زنان در دو گروه زنان خانه دار و شاغل شهر اردبیل در سال 1389» ، پایان نامه کارشناسی ارشد (رشته جامعه شناسی)، دانشگاه پيام نور تهران 1390.
31- ممتاز، فريده. «معرفي مفهوم طبقه از ديدگاه بورديو» ، پژوهشنامه علوم انساني، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، شماره 41-42، بهار و تابستان 1383.
32- مظلومان ، رضا ، (1347) ، جرم شناسی ،انتشارات دانشگاه ملی ايران.
33- نجفی ابرند آبادی، علی حسین و هاشم بیگی ،حمید، دانشنامه جرم شناسی ، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی ، 1377.
34- نظري، جواد، بررسي جامعه شناختي عوامل اجتماعي- فرهنگي مؤثر بر مسأله نزاع جمعي( مطالعه موردي استان ايلام 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
35- نوروزی، فیض اله و فولادی سپهر، سارا ( زمستان1388) ، «بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان29-15 ساله شهر تهران و عوامل اجتماعی موثر بر آن»، فصلنامه راهبرد، سال هجدهم،شماره53.
36- نوربها، رضا، زمينه حقوق جزاي عمومي، تهران انتشارات گنج1387.
37- ولد، جرح، برنارد، توماس، اسنیپس، جفری، جرم شناسی نظری، مترجم شجاعی، علی، تهران، انتشارات سمت، 1380.
38- ویلیامز، فرانک پی، مک شین، ماری لین دی، نظریه های جرم شناسی، مترجم ملک محمدی، حمیدرضا، ، تهران، نشر میزان، 1386.
مقدمه
انسان ها در طول تاريخ حيات اجتماعي خويش بر اساس زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي و تحت تأثير شرايط اقتصادي، سياسي و ارزش هاي حاكم بر جامعه، تنوعاتي از رويارويي ها و تقابلات مثبت و منفي فردي، گروهي و بين گروهي را تجربه كرده اند. گاه در تضاد، ستيزه و نزاع با همديگر به سر برده و گاه در صلح، آرامش و نوع دوستي بوده اند. آن چه كه مسئله آفرين است وجود تضاد ها و رويارويي هاي خشونت آميز در بين افراد و گروه ها مي باشد.
تعریف خشونت
در متون مختلف تعاریف متفاوتی از پرخاشگری و خشونت ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود: از دیدگاه برخی از مؤلفان (مانند مگارگی، 1982؛ سیان، 1985) پرخاشگری به معنای آزار رساندن به دیگران یا بهره برداری از آنهاست بدون آنکه الزاماً در برگیرندۀ آسیبهای جسمانی باشد.
برخی دیگر از متخصصان ( هالین1996) پرخاشگری را عبارت از ایجاد ناراحتی های روانشناختی و یا وارد کردن صدمات جسمانی به دیگری می دانند که با قصد قبلی همراه است. اما از آنجا که آنچه به عنوان صدمه یا آسیب تعبیر می شود به ارزش ها و قرارداد های اجتماعی وابسته است، تنبیه هایی که جنبه قانونی دارند و یا آسیب هایی که برای دفاع از خود به دیگری وارد می شوند، پرخاشگری به حساب نمی آیند. پس پرخاشگری عبارت از ایجاد صدماتی است که نه تنها از دید مشاهده کننده غیر قابل توجیه است، بلکه فقط در چهارچوب اصول اخلاقی و قانونی یک جامعۀ مشخص، معنای خود را می یابد(مهدوي راد، 1390: 15). گروهی از روانشناسان اجتماعی (میلیگرام، 1977) نیز پرخاشگری را قصد آسیب رساندن جسمانی یا اجتماعی به فردی دیگر و یا تخریب یک شیء دانسته اند.
با وجود تعاریف متفاوت پرخاشگری اغلب صاحب نظران بر این باورند که پرخاشگری با حملات آزار دهنده و مضر برای قربانی بروز می کند (مهدوي راد به نقل از کوی و داج، 1390: 16)؛ که به شکل پرخاشگری فیزیکی (جسمانی) نظیر هل دادن، لگد زدن، پرتاب اشیاء و تهدید به انجام این اعمال، یا به شکل واکنشی به معنی پاسخ دفاعی به محرکهای ادراک شده مبنی بر تهدید و ترس و یا محرکهای تحریک کننده توأم با عناد و دشمنی (همان:16)، و یا به شکل پیش فعال به معنی حضور رفتار پرخاشگرانه در غیاب عوامل محرک اما به قصد اذیت و غلبه و زور تعریف شده است (همان :16). پرخاشگری واکنشی در برگیرندۀ واکنشهای تکانشی و پرخاشگری پیش فعال در برگیرندۀ رفتارهای کنترل شده توأم با عناد می باشد و پرخاشگری رابطه ای عمدتاً موجب حذف اجتماعی دیگران شده و به طور غیر مستقیم موجب آزار و اذیت این افراد می شود. انواع پرخاشگری برای نخستین بار فشباخ (1964) دو ریخت متفاوت پرخاشگری، یعنی «پرخاشگری خصمانه» و«پرخاشگری ابزاری» را با در نظر گرفتن هدف ها و فوایدی که برای فرد پرخاشگر دارند از یکدیگر متمایز کرد. پرخاشگری خصمانه: که شامل بسیاری از قتل ها، تجاوزها یا دیگر جرایم خشونت آمیز است در پاسخ به شرایط خشم انگیز مانند شنیدن ناسزا، حمله های جسمانی یا شکست های شخصی بر انگیخته می شود. در چنین مواردی هدف پرخاشگر، آسیب رساندن به قربانی است.
پرخاشگری خصمانه که با بروز حالت برپایی ناشی از برخی محرک ها و بخصوص محرک های به یاد آورندۀ حمله یا ناکامی مشخص می شود، سازمان یافتگی رفتاری را از هم می پاشد. پرخاشگری ابزاری: که با رقابت و میل به دستیابی به برخی از اشیا یا منزلت فرد دیگر آغاز می شود و فرد پرخاشگر کوشش می کند تا به آنچه مورد تمایل اوست دست یابد. معمولاً در اینگونه موارد، قصد صدمه زدن به دیگری وجود ندارد اما اگر کسی مانعی در راه هدف فردی که قصد ارتکاب عمل را دارد ایجاد کند، خود را مجبور می بیند تا به او آسیب رساند یا آنکه از هدف خود صرف نظر نماید. مایر (1976) نیز حداقل 8 نوع پرخاشگری را در حیوانات مشخص کرد که می توانند به اشکال متفاوت در رفتار بشر نیز یافت شوند: پرخاشگری غارتگرانه: رفتار حمله، که حیوان بر علیه آسیب واقعی نشان می دهد. پرخاشگری میان فردی: تهدید، حمله یا رفتار سلطه پذیر توسط یک فرد در پاسخ به فردی قوی. پرخاشگری ناشی از ترس: رفتار پرخاشگرانه ای است که زمانی که حیوان محبوس است اتفاق می افتد. رفتار حمله معمولاً به موجب تلاش در جهت رهایی صورت می گیرد. به نظر می رسد که ما از لحاظ بیولوژیکی جهت مقاومت در برابر هر نوع تعیین حدود، برنامه ریزی شده ایم، مثلاً کودکانی که توقیف بدنی می شوند، خشم نشان می دهند (استنبرگ و کامپوس1990؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). پرخاشگری بر سر قلمرو: رفتار تهدید یا حمله زمانی که مزاحمی در قلمرو خاک میهن پیدا شود، یا سلطه پذیری و عقب نشینی رفتار زمانی که حیوان مقابله می کند، می باشد. و این در حالی است که این رفتارها به حیوان تحمیل می شود. قوانین ما حقوقمان را جهت حمایت از قلمرومان به رسمیت شناخته اند. هرگونه دخالت یا تجاوز نابهنگام از طرف دوستان یا بیگانگان به داخل قلمرومان خیلی جدی تلقی می شود.
پرخاشگری مادرانه: حمله یا تهدیدی که توسط زن نسبت به یک مزاحم زمانی که فرزندش حضور دارد، نشان داده می شود. پرخاشگری تحریک پذیر: رفتار حمله یا تخریب نسبت به مواردی که در نتیجه ناکامی، درد، محرومیت یا هر عامل فشار آور دیگر باشد، نشان داده می شود. در انسان ها ناکامی ها فقط زمانی که بزرگ و غیرمنتظره باشند به پرخاشگری منجر می شوند. درد و محرومیت حالات انگیزشی جالب توجهی هستند. برکوویتز (1993) استدلال می کند، زمانی که احساسات منفی فرا خوانده می شوند، اغلب به پرخاشگری و حتی شورش در انسان ها منجر می شوند. پرخاشگری جنسی: رفتار پرخاشگری بوسیله همان محرکی که رفتار جنسی را فرا می خواند، فرا خوانده می شود. شخصی که ما را از لحاظ جنسی بر می انگیزد، می تواند احساس حسادت و پرخاشگری ما را نیز برانگیزد. روانشناسان تکاملی استدلال می کنند که حسادت به تمایل ما در بقای ژن هایمان در نسل های بعدی مربوط است (باس، 1994؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). پرخاشگری وسیله ای: رفتار پرخاشگرانه ای که آشکارا ناشی از برخی انواع پاداش است. پرخاشگری انسان، بیشتر از نوع پرخاشگری ابزاری است (فرانکن 1998؛ به نقل از ابوالقاسمی، 1384). برخی مانند کویست (2001) و آندرود، گالن و پاکت (2001)، پرخاشگری را به سه نوع تقسیم کرده اند: پرخاشگری غیر مستقیم: که در غیاب قربانی بروز می کند. پرخاشگری اجتماعی: که به شکل حذف اجتماعیِ فردی از گروه، بروز می کند. پرخاشگری رابطه ای: که به شکل بدگویی و غیبت و طرد افراد از گروه به همراه حالت های چهره و بدن بروز می کند و موجب صدمه و آسیب، به اعتماد به نفس قربانی می شود.
مباني نظري
نظریات زیست شناختی: از لحاظ تاریخی اولین تبیین هایی که در زمینه رفتارهای انحرافی ارائه شده است مربوط به دیدگاه زیست شناختی می باشد. طوری که « این باور که مجرمان و به طور کلی مردمان شریر، نمود جسمانی غیر معمولی دارند، به زمانهای کهن بر می گردد»( ولد، جرح و ديگران، 1380: 63). از پیشروان این نظریه سزار لومبروزو پزشک ایتالیایی می باشد. وی که اغلب به عنوان پدر جرم شناسی مدرن شناخته می.شود، جراح بود و مشاهدات و اندازه گیریهای سامانمند در مورد سربازان، مجرمان، دیوانگان و جمعیت عمومی را انجام می داد. اطلاعات توصیفی که او با زحمت فراوان جمع کرد، ارائه کننده استفاده از روشی تجربی در پزشکی قانونی است که مشابه انسان شناسی جنایی است( ویلیامز و ديگران، 1386: 52) ولی بعد از انجام تحقیقات گوناگون عنوان کرد که «مجرمان، در مقایسه با مردم عادی، ناهنجاریهایی از قبیل بلندی سر، پهنای سر و میزان تو رفتگی پیشانی، نیز تفاوتهایی در خط دور سر، قرینگی سر و غیره از خود نشان می دهند») ولد، جرح و ديگران،1380: 69) تحقیقات و مطالعات بعدی تصویری را که لومبروزو در مورد ویژگی های ارثی بودن تبهکاران و مجرمان ارائه داده بود تایید نکرد، و مادرزادی بودن جرم مورد قبول منتقدین قرار نگرفت. علیرغم این نظریات خام اولیه، بازهم از تئوریهای بیولوژیکی انحراف طرفداری می شود. که از آن جمله می توان به نظریات شلدن و الینرگلوک اشاره کرد که «همبستگی میان ستبر گونگی و بزهکاری در پژوهشی که از سوی گلوک ها، که 500 بزهکار تکرار کننده را با 500 بزه ناکرده مقایسه کردند، نیز یافت شد» ) ولد، جرح و ديگران،1380: 74).
نظریات روانشناختی: تبیین های دیگری که در زمینه رفتارهای انحرافی ارائه شده است مربوط به دیدگاه روانشناختی می باشد. « نظریه های روان شناسانه و روان پزشکی، شخصیت مجرم را در تبیین های شان از رفتار مجرمانه می گنجانند.») ولد، جرح و ديگران،1380: 128.( روانشناسان و روانکاوان، نقص شخصیت فرد کجرو را علل رفتارهای انحرافی تبیین نموده و بر این باورند که برخی از گونه های شخصیت، بیشتر از گونه های دیگر به تبهکاری و ارتکاب جرم گرایش دارند. از پیشروان این نظریه زیگموند فروید است.
وی که به پدر علم روانکاوی معروف است در تحلیل روانکاوانه اش از مفاهیمی مانند غریزه جنسی و پرخاشگری، عقده اودیپ استفاده کرده، معتقد بود که نهاده خود یا من، فرامن یا فراخود سه عامل اساسی مؤثر در ساختار شخصیت می باشند. از نظر فروید انحراف جنسی و اعتیاد به الکل و مواد مخدر، فحشاء، دزدی و قتل و کمبودهای روانی از انواع روان رنجوری هستند. وی بیشتر به دوران کودکی به ویژه سنین 2 تا 6 سالگی توجه می کند و علت روان رنجوری را در عدم جامعه پذیری درست انسان در دوران کودکی می داند که حاصل توسعه نیافتگی و نقصان من برتر می باشد.
- نظريه ناكامي- پرخاشگري
فرضيه ناكامي- پرخاشگري اولين بار توسط دالار، داب، ميلر، ماور و سي يرز در سال 1939عرضه گرديد. اين گروه چون فرضيه خود را در دانشگاه ييل عنوان كردند به گروه ييل معروف شدند. نظريه ناكامي- پرخاشگري بر اين فرض متكي است كه ناكام ماندن تلاش هاي فرد براي دستيابي به هدف، موجب پيدايش سائق پرخاشگري مي شود و اين نيز به نوبه خود، رفتاري را براي صدمه زدن به فرد يا شيء كه موجد ناكامي است بر مي انگيزد. مطابق اين نظريه پرخاشگري فطري نيست اما از آن جا كه ناكامي يك پديده همگاني است پرخاشگري را بايد سائقي به حساب آورد كه در جستجوي مفري مي باشد( صدرايي نژاد و افشار به نقل از دالارد و همكاران، 1390: 299).
نظریه بوم شناسی جنایی (مکتب شیکاگو): اما « بوم شناسی جنایی یا اکولوژی عبارت است از تأثیر زیستگاه فردی و محل زیست فرد در رفتار مجرمانه فرد. مراد از زیستگاه یا محل زیست، هم آپارتمان یا خانه ای است که فرد در آن زندگی می کند و هم کوچه و خیابان آن خانه است. زیستگاه مفهوم کلی است که شامل اوضاع و احوال و شرایط خاص محل زندگی فرد می شود. می توان گفت بوم شناسی جنایی به معنای بررسی تعامل و کنش متقابل بین فرد و شرایط محل زیست او یا تأثیر شرایط محل زیست او در رفتار وی است » ( نجفی ابرند آبادی ،75-1374: 450). به عبارت دیگر« به این نظریه در جرم شناسی، بوم شناسی جنایی گویند، یعنی تعامل رفتار افراد با شرایط حاکم در محل زندگی آنها، محل زندگی به معنای کلی یعنی آن شرایط و جو حاکم در محل زندگی افراد مانند کوچه، خیابان، فعالیتهای اجتماعی، حضور پلیس، روشنایی ساختمان ها، فضای سبزو...» (همان: 454). در این نظریه ویژگی اجتماعی و اقتصادی و... مد نظر نیست، بلکه شرایط محیطی و مکانی را در نظر دارد.
- رابرت مرتن: رابرت مرتن که از پیشگامان نظریه های فشار به خاطر استفاده از اصطلاح فشار ساختار اجتماعی در توصیف شرایط اجتماعی و انحرافات معروف است؛ پس از دورکیم نظریه خود را در اصل بر پایه نظریه ناهنجاری یا آنومی او بنا نهاد. وی در اصل مفهوم بی هنجاری را تعدیل کرده، به فشاری اطلاق می کند که هنجارها و ارزشهای مورد قبول به عنوان اهداف با واقعیات و راههای مشروع در تضاد باشند. در تشریح آن می گوید که، «جوامع صنعتی جدید بر توفیقات مادی در زندگی تأکید دارند که به شکل انباشت ثروت و تحصیلات علمی به عنوان مهمترین اهداف زندگی شخص و معیارهای منزلتی تجلی می کنند. دستیابی به این اهداف مقبول اجتماعی نیاز به ابزارهای مقبولی هم دارد که البته از دسترس جمعی از افراد جامعه خارج است، یعنی جامعه طوری ساخت یافته که طبقات فرودست، فرصتهای کمتری برای تحقق آرزوهای خود دارند. در نتیجه چون این اهداف به آرمانهای اصلی زندگی همه افراد (فقیر و غنی) تبدیل شده آن کسی هم که دسترسی به ابزار مشروع ندارد، تحت فشار جامعه برای دستیابی به آنها از ابزار نامشروع استفاده می کند»( سروستانی ، 1387: 44).
رویکردهای جامعه شناختی- جرم شناختی
- امیل دورکیم: امیل دورکیم از پیشروان رویکردهای جامعه شناسی می باشد که به تبیین علل انحراف از منظر جامعه شناسی و جرم شناسی پرداخته است. وی که یکی از نامورترین متفکران در بین بزرگترین متفکران اجتماعی می باشد در زمینه جرم شناسی هم به طور فرعی مطالعاتی انجام داده است. از جمله پدیده های مورد مطالعه وی،پدیده منحرفانه خودکشی می باشد و« با مطالعه این پدیده بود که دورکیم مفهوم بی هنجاری فقدان هنجارها- را ابداع کرد؛ امری که مورد توجه جرم شناسان آمریکایی واقع شده است» ( نجفی ابرند آبادی و ديگران، 1377: 146). به صورتی که وی بعدها جرم شناسی را به عنوان علم مستقل معرفی کرده است. از نظر او « هر عملی که وجدان جمعی را جریحه دار کند جرم نام دارد و واکنش جامعه به صورت اعمال مجازات مشاهده می شود. برای ادراک جمعی باید به عامل محیط توجه کرد. لذا دورکیم علل اعمال مجرمانه را در محیط می بیند، بدین طریق که برای این عامل ارزش بسیار قائل است و جایگزینی در گروه را به عنوان اصل اساسی رفتار مورد توجه قرار می دهد یعنی کوشش می کند که بداند فرد تا چه حد می تواند با گروههای اجتماعی هماهنگ گردد. به اعتقاد دورکیم جرم نه تنها پدیده ای غیر طبیعی در اجتماع نیست بلکه حتی عامل نشان دهنده سلامت جامعه نیز می باشد( نوربها، 1387 : 169).
- تئوری احساس محرومیت نسبی: مفهوم محرومیت نسبی توسط جامعه شناسان، جودیس بلاو و پیترام بلاو مطرح شده است. بنابراین تئوری، نابرابری در جوامع مختلف تولید فشار می نماید و هم سبب افزایش جرم و ناامنی می گردد. بر اساس نظریه آن ها، طبقات پایین ممکن است هنگام مقایسه شرایط زندگی خودا با افراد ثروتمند احساس محرومیت نمایند. این احساس محرومیت منجر به احساس بی عدالتی و نارضایتی می گردد و عدم اعتماد را در آن ها پرورش می دهد. در نتیجه شانس پیشرفت آن ها از طریق معیارهای مشروع مسدود می گردد و احساس ناتوانی را به وجود می آورد. که همین مسئله پرخاشگری، خشونت و جرم و ناامنی را به دنبال خواهد داشت (مبارکی، 1383: 83).
- نظریه برچسب زنی: یکی دیگر از نظریاتی که به بررسی علل انحرافات اجتماعی و جرم می پردازد نظریه برچسب زنی يا همان نظريه واكنش اجتماعي می باشد. در حقیقت «این عقیده که وقتی یک فرد از سوی دیگران در قالب خاصی توصیف شود، در نتیجه فشار اجتماعی به تغییر ادراک از خویشتن و رفتار خود دست خواهد زد تا با این تعریف هماهنگ گردد، نخستین بار توسط اریکسون جرم شناس آمریکایی در سال 1962 در کتاب تأیید بزهکار مطرح گردید.» (نجفی ابرند آبادی ،75-1374: 204).
- نظریه فرصت بزهکارانه: نظریه فرصت بزهکارانه توسط کوهن و نلسون در سال 1979 در باب انحراف مطرح گردید. البته این نظریه بیشتر شرایط و زمینه های بروز جرم را که همان فرصت های بزهکارانه هستند مد نظر قرار دارد. اصول کلی این نظریه را می توان اینگونه بیان کرد: «عیان داشتن و به معرض دیدگذاردن، جاذبیت مورد (کالا) و حفاظت و نگهداری از اهداف و کالاها. این دیدگاه معتقد است که در معرض دید گذاردن و آشکار ساختن هدف و مورد، فرد یا افراد را به انجام کارهای مجرمانه تحریک می کند. جاذبیت هدف و مورد هم به صورت مادی و هم در نوع نمادین آن برای مجرم نیز نقش دارد.»( معدنی ، 1373: 30)
- نظریه کنترل اجتماعی: «معروف ترین نسخه نظریه کنترل اجتماعی در طی دهه1970 و1980، نسخه ای بود که از سوی تراویس هیرشی (1969) ارائه شد. هیرشی با ترکیب و کار بر روی کارهای دیگر نظریه پردازان کنترل اجتماعی، تصویری روشن از آنچه که از قیود اجتماعی استبناط می شد را ارائه کرد»( ویلیامز و ديگران، 1386: 208). ابعاد قیود اجتماعی از نظر هیرشی «عبارتنداز: وابستگی، درگیر بودن، تعهد و اعتقاد. در این حال مهمترین عامل همان وابستگی است. میزان قدرت پیوستگی ها یا گره هایی که فرد نسبت به افراد مهم دیگر (والدین، دوستان، مدل های نقش) یا نسبت به نهادها (مدرسه، باشگاهها) دارد، می تواند مانع انحراف شود. اين وابستگی را هيرشی همپايه وجدان و يا مَنِ برتر ميداند. دومین مورد درگیر بودن به معنای درجه فعالیت (زمان و انرژی) مناسب برای رفتار رایج یا غیر رایج است.آنانی که اغلب درگیر فعالیت های رایج هستند، وقت کمتری برای درگیری در انحراف دارند... تعهد ارائه کننده میزانی از سرمایه گذاری است که فرد بیشتر در جامعه عادی انجام داده است. این سرمایه گذاری می تواند اشکالی نظیر میزان تحصیلات، شهرت خوب یا ایجاد یک کار تجاری را شامل شود . اگر وابستگی را همپای وجدان بدانيم، تعهد همپايه عقل سليم يا خود است. آخرین عامل یعنی اعتقاد در واقع نوعی قدردانی از قواعد جامعه به دلیل عادلانه بودن آنهاست» .( ویلیامز و ديگران، 1386: 209-210).
- پارسونز: طبق نظريه پارسونز كارويژه اصلي جامعه محدود ساختن اميال بي حد و حصر انسان و وضع قواعد و مقرراتي بر اين اميال است. كمبود منابع و ارزش ها موجب رقابت مي گردد و از اين رقابت منازعه بر مي خيزد. بنابراين توزيع منابع و ارزش ها يكي از مهمترين مسائل نظام اجتماعي است و از اين رو ضرورت كنترل اجتماعي پيش مي آيد. از ديدگاه وي عوامل همبستگي و استمرار نظام اجتماعي، ارزش ها، هنجارها، نهاد ها و نقش ها مي باشد. هر نظام اجتماعي جهت تداوم و استمرار خود چهار كارويژه اصلي را انجام مي دهند كه عبارتند از: 1- حفظ انسجام و همبستگي اجتماعي: اين كار ويژه به وسيله نهاد هاي چون مذهب، فرهنگ و خانواده انجام مي شود كه روي هم رفته تشكيل دهنده نظام ارزشي جامعه هستند. 2- ايجاد همبستگي و حل منازعه به موجب نظام هنجاري يا حقوقي: نظام حقوقي در هر جامعه اي مجري اين كار ويژه است. 3- كارويژه نيل به اهداف كه به وسيله نظام سياسي انجام مي شود. 4- كارويژه انطباق با شرايط متغير و جديد كه به وسيله نهادهاي نظام اقتصادي اجرا مي گردد(بشيريه، 1376: 79). - نظریه پیوند افتراقی: یکی دیگر از نظریاتی که به تبیین رفتارهای انحرافی می پردازد نظریه پیوند افتراقی ساترلند می باشد. کج رفتاری یادگرفتنی است، نه ارثی است و نه محصول بهره هوشی پایین یا آسیب مغزی و امثال آن. کج رفتاری در تعامل با دیگران آموخته می شود. بخش اصلی یادگیری کج رفتاری در حلقه درون گروه روی می دهد و رسانه های جمعی و مطبوعات نقش دوم را ایفا می کنند. یادگیری کج رفتاری شامل آموختن فنون خلاف کاری و سمت و سوی خاص انگیزه ها ، کششها و گرایشها می شود. سمت و سوی خاص انگیزه ها و کششها از تعریفهای مخالف و موافق هنجارها یاد گرفته می شود. فرد به دلیل بیشتر بودن تعریفهای موافق تخلف، به نسبت تعریف های موافق با هم نوایی با هنجارها کج رفتار می شود( این نکته، قضیه کلیدی نظریه ساترلند است). پیوندهای افتراقی ممکن است از نظر فراوانی ، دوام ، رجحان و شدت متفاوت باشند. فرایند یادگیری کج رفتاری از طریق تعامل با کج رفتاران و هم نوایان ، سازوکارهای مشابهی با هر نوع یاد گیری دیگر دارد. کج رفتاری را که خود تجلی نیازها و ارزش های کلی است نمی توان با همین نیازها و ارزش های کلی تبیین کرد» ( سروستانی، 1387: 48-49).
- نظريه انريكو فري: در مورد تأثير محيط خانوادگی و اجتماعي معقتد است نوع شغل، محل سكونت، عادات و رسوم هريك از طبقات اجتماعی در نحوه ارتكاب جرم و نوع آن تأثير بسيار دارد. در مورد عامل اقتصادی عقيده دارد كه بيكاری ،فقر و تنگدستی حتی رفاه و آسايش در صورتيكه احتياجات جديدی به وجود آورد از عوامل ارتكاب جرم است( مظلومان، 1347: 67).
- نظريه آزوبل: پيشگويی می كند كه كودك طرد شده در خانواده ها به علت ارزش و احترام كمی كه در خانواده برای او قائلند بر انگيخته می شود تا به دنبال پايگاه اجتماعی برای خود، در خارج از خانه دست و پا كند. اينگونه كودكان در مقابل گروه بزهكاران بسيار اثر پذيرند زيرا اغلب اينگونه رفتار انحرافی از طريق فعاليتهای گروهی و يا اعمال جنايتكارانه فردی حداقل برای مدتي كوتاه و برای آنان محبوبيتی در بين نوجوانان بزهكار ايجاد می كند( کی نیا، 1369: 60،59،58).
- مفهوم عادت واره پير بورديو: عادت واره مفهومي است كه بورديو براي درك طبقه بكار مي برد. او معتقد است كه عاملين اجتماعي تحت تأثير تجربيات گذشته داراي عادت واره هايي هستند كه به نظام هاي بينش سليقه و قضاوت مربوط مي شود و آنها را قادر به انجام اعمال روزانه تحت تأثير دانش عملي مي سازد. يعني از طريق عادت واره مي توانند به شرايط اجتماعي پاسخ داده و محرك هاي مرسوم عمل را مورد استفاده قرار دهند. عادت واره نمايشگر سليقه، نحوه سخن گفتن، آرايش خود و شيوه هاي رفتار است. بطور مثال بورديو به شكل تجربي نشان مي دهد كه رابطه اي ميان سليقه در انتخاب غذا و سليقه نسبت به آثار هنري، نحوه لباس پوشيدن، نحوه سخن گفتن و سليقه نسبت به موسيقي وجود دارد. توجه خاص بورديو به سليقه يكي از آشكارترين نشانه هاي عادت واره است. بورديو معتقد است كه سليقه رابطه اي مستقيم با موقعيت طبقاتي دارد. تضاد در سليقه ميان افراد به تضاد طبقاتي مربوط مي شود(ممتاز،1383: 155-154).
- سبك زندگي از ديدگاه آنتوني گيدنز: گيدنز حفظ راه و روش زندگی مردم را شیوة زندگی میداند (گیدنز، 91:1371). از نظر وی سبک زندگی فرد انعکاسی از تجربیات زندگی،موقعیت،ارزش ها،نگرش ها و انتظارات اوست. طبق نظر گیدنز عامل سومی از حقوق وجود دارد که وی آنها را داشتن مهارت های شناخته شده و صلاحیت های تحصیلی می نامد(خادمیان،120:1388).وی در وهله نخست سبک های زندگی را در واقع همان الگوهای شکل یافته و مستمر مصرف در میان اقشار جامعه می داند. مقوله سبک زندگی گیدنز مؤید اندیشه ساخت یابی اوست که کثرت گرائی اساس آن را تشکیل می دهد(همان،123). ;}
منابع
1- آذربایجانی، محمد ، وب سایت تخصصی ابوالقاسمی، ع، برهمند، ا. کیامرثی، آ.« روانشناسی در اجتماع» ، چاپ اول، انتشارات رهرو دانش، 1384.
3- بشيريه، حسين، « جامعه شناسي سياسي: نقش نيروهاي اجتماعي در زندگي سياسي» ، تهران: نشر ني، 1376.
4- پور افكاري، نصراله، « تحليلي بر تنش هاي قومي در ايران» 1383، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
5- پوت واین، دیوید، سامونز،آیدن، «روانشناسی و جرم» ، مترجم: نجفی توانا ، داوود ، تهران، نشر میزان ، 1386.
6- تامین، ملوین(1373)، «جامعه شناسی قشربندی و نابرابری های اجتماعی» ، ترجمه: عبدالحسین نیک گهر، نشر توتیا، تهران.
7- جعفري نيا، غلامرضا و لشكري، علمدار،« بررسي عوامل مؤثر بر مديريت انتظامي نزاع هاي دسته جمعي مسلحانه در شهرستان كهكيلويه( 1384 تا 1386)» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390 گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
8- چلبي، مسعود و محمد مباركي، بررسي رابطه بين سرمايه اجتماعي و جرم در سطوح خرد و كلان 1384، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
9- حيدري، محمد و اسلام پناه، نورعلي و لشكري، علمدار، عوامل مرتبط با مديريت انتظامي نزاع هاي دسته جمعي مسلحانه در شهرستان كهگيلويه( 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390 گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
10- حسيني سوق، نورمحمد ، « بررسي علل نزاع هاي دسته جمعي در استان كهگيلويه و بوير احمد» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
11- حسين نژاد، بيژن و عزيزي، هاشم، « بررسي علل نزاع و درگيري در شهرستان اردبيل و آسيب هاي اجتماعي ناشي از آن» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
12- درويشي، فرزاد، « نزاع جمعي و تأثير آن بر امنيت اجتماعي در استان ايلام»، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
13- رمضاني، محمد علي،« بررسي رابطه بين سرمايه اجتماعي و شدت جرم» ( 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
14- رفیع پور، فرامرز ، «توسعه و تضاد» ،انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران 1376.
15- ريتزر، جورج،« نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر» ، ترجمه: محسن ثلاثي، تهران، انتشارات علمي، 1373. 16- رجبی پور ، محمود ، (1387) ،« بزهكاری دانش آموزان و امكان پيشگيری اجتماعى رشد مدار( از ديدگاه كارشناسان آموزش و پرورش)» ، فصلنامه دانش انتظامی ، سال دهم ، شماره دوم.
17- ساروخانی،باقر و منیژه نویدنیا،1385،«امنیت اجتماعی خانواده ومحل سکونت در تهران»،فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی،سال ششم،شماره22،ص106-87 .
18- سراج زاده، سيد حسين، « نيمه پنهان: گزارش نوجوانان شهر تهران از كجروي هاي اجتماعي و دلالت هاي آن بر مديريت فرهنگي» ، پژوهشنامه علوم انساني، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، شماره 41-42، بهار و تابستان 1383.
19- شيخاوندي، داور، « جامعه شناسي انحرافات» ، تهران، نشر مرنديز، 1373.
20- صدرايي نژاد، محمد و افشار، زينب، « بررسي عوامل مؤثر بر درگيري هاي دسته جمعي در استان كهگيلويه و بوير احمد» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
21- صادق نيا، آسيه،« توصيف مشخصات نزاع هاي جمعي در شهرستان بوير احمد و بررسي رابطه سرمايه اجتماعي و گرايش به نزاع جمعي در اين شهرستان» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
22- صدیق سروستانی ، رحمت الله ، « آسیب شناسی اجتماعی» ، تهران ، نشر سمت ، 1387.
23- عبدالهی حقی، مریم ، پیشگیری جرم از طریق برنامه ریزی کاربردی اراضی شهری ، پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه زنجان ،1383.
24- كمالي، بهنام و نصيري، مراد،« بررسی تأثیر رسانه های جمعی بر میزان بزهکاری( مطالعه موردی کانون اصلاح و تربیت استان اردبیل)» تابستان90.
25- كی نيا ، مهدی ، (1369) ، جامعه شناسي جنايی ،انتشارات دانشگاه تهران.
26- گیدنز، آنتونی، «جامعه شناسی » ترجمه: منوچهر صبوری، نشرنی، تهران، 1383.
27- مقصودي ، مجتبي،« تحولات قومي در ايران( علل و زمينه ها)» ، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران ، تهران، انتشارات زيتون سبز.
28- معدنی، سعید، بررسی آسیب شناسی اجتماعی سرقت در شهر شیراز، پایان نامه فوق لیسانس، دانشگاه شیراز، 1373.
29- مبارکی، محمد،(1383)،«بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرم»،پایان نامه کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی.
30- مهدوی راد، الهام، « بررسی مقایسه ای خشونت مردان علیه زنان در دو گروه زنان خانه دار و شاغل شهر اردبیل در سال 1389» ، پایان نامه کارشناسی ارشد (رشته جامعه شناسی)، دانشگاه پيام نور تهران 1390.
31- ممتاز، فريده. «معرفي مفهوم طبقه از ديدگاه بورديو» ، پژوهشنامه علوم انساني، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، شماره 41-42، بهار و تابستان 1383.
32- مظلومان ، رضا ، (1347) ، جرم شناسی ،انتشارات دانشگاه ملی ايران.
33- نجفی ابرند آبادی، علی حسین و هاشم بیگی ،حمید، دانشنامه جرم شناسی ، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی ، 1377.
34- نظري، جواد، بررسي جامعه شناختي عوامل اجتماعي- فرهنگي مؤثر بر مسأله نزاع جمعي( مطالعه موردي استان ايلام 1386)، مقالات برگزيده نخستين همايش ملي نقش طوايف در پيشگيري از نزاع دسته جمعي، 1390گچساران، تهران، انتشارات زيتون سبز.
35- نوروزی، فیض اله و فولادی سپهر، سارا ( زمستان1388) ، «بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان29-15 ساله شهر تهران و عوامل اجتماعی موثر بر آن»، فصلنامه راهبرد، سال هجدهم،شماره53.
36- نوربها، رضا، زمينه حقوق جزاي عمومي، تهران انتشارات گنج1387.
37- ولد، جرح، برنارد، توماس، اسنیپس، جفری، جرم شناسی نظری، مترجم شجاعی، علی، تهران، انتشارات سمت، 1380.
38- ویلیامز، فرانک پی، مک شین، ماری لین دی، نظریه های جرم شناسی، مترجم ملک محمدی، حمیدرضا، ، تهران، نشر میزان، 1386.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ ساعت 9:52 توسط سبحانعلی فروزنده
|
سبحان فروزنده